تبلیغات
ღ دل بارانی من ღ ღ دل بارانی من ღ
22:40    شهادت حضرت زهرا (س) تسلیت باد.

اینک اواخر عمر حضرت فاطمه زهرا میباشد . به علت ظلم و ستم هایی که به ایشان شد و ضرباتی به بر پهلو و بازو و سینه مبارکشان خورد و محسن شش ماهه اش سقط گردید ، اکنون در بستر بیماری افتاده است .
از علی خواسته است تا تنها پرستار او باشد و بیماری ایشان مخفی بماند و حضرت علی تنها پرستار بانوی اسلام از زمان اول خلقت تا روز قیامت میباشد .
اسماء میگوید : هنگامی که فاطمه به حال استحضار افتاد به من فرمود : مقداری از آن کافور که جبرئیل به هنگام رحلت پدرم از بهشت آورد را نزد من بیاور و کنار سرم بگذار ، و این را گفت و جامه اش را به سر کشید و گفت : 
(( اندکی صبر کن و در انتظار باش سپس مرا صدا بزن ، اگر جواب تو را ندادم ، بدان که به پدرم ملحق شده ام .))
اسماء اندکی صبر کرد و سپس حضرت فاطمه را صدا زد ولی جوابی نشنید و فهمید که روح حضرت فاطمه نزد پروردگارش شتافته است .
اسماء گریبانش را پاره کرد و سراسیمه از خانه بیرون آمد و در بیرون خانه امام حسن و امام حسین را دید ، انها گفتند مادرمان کجاست ؟ اسماء سخنی نگفت و آن دو سراسیمه وارد خانه شدند و دیدند که مادرشان رو به قبله دراز کشیده است ، امام حسین مادش را حرکت داد ولی ناگهان متوجه شد که مادر بزرگوارش از دنیا رحلت فرموده اند  .
امام حسن نیز خود را روی مادر انداخت ، گاهی او را میبوسید و گاهی میگفت : ای مادر ! قبل از آن که بمیرم با من حرف بزن .
امام حسین که مادام پاهای مادرش را میبوسید ، فرمود : مادر جان من پسرت حسین هستم ، قبل از آن که قلبم شکافته شود و بمیرم با من حرف بزن .
پس از مدتی اسماء به امام حسن و امم حسین گفت : بروید نزد پدرتان و شهادت مادرتان را به او خبر دهید . سپس این دو بزرگوار دوان دوان به سوی مسجد آمدند و خبر شهادت مادرشان را به پدر بزرگوارشان علی بن ابیطالب گفتند .
حضرت علی تا این خبر را شنید آنچنان دگرگون شد که بی حال روی زمین افتاد ، افرادی که نزد او بودند مقداری آب روی صورتش پاشیدند تا حضرت به هوش آمد .وقتی که حالش خوب شد سراسیمه به سوی خانه آمد و حتی نقل شده است که در راه خانه از شدت ناراحتی چندین بار به زمین خورد . 
وقتی حضرت علی و امام حسن و امام حسین به خانه رسیدند دیدند اسماء در بالین حضرت زهرا نشسته و گریه میکند . حضرت علی جامه را از صورت فاطمه برداشت ، نامه ای را در بالای سر ایشان دید ، آن را برداشت و مشاهده کرد که در آن این جملات نوشته شده است : 
به نام خداوند بخشنده ی مهربان ، این است آنچه فاطمه دختر رسول خدا به آن وصیت نموده است : فاطمه گواهی میدهد که خدایی جز خدای یگانه نیست . محمد بنده و پیامبر خداست . 
بهشت و دوزخ حق است و تردیدی در برپا داشتن قیامت نیست و خداوند مردگان را از قبر بر می انگیزد .
ای علی ، من فاطمه دختر محمد میباشم که خداوند مرا به ازدواج تو در آورد تا در دنیا و آخرت از آن تو باشم .
 مرا شبانه غسل بده و کفن نما ، شبانه بر من نماز بخوان و مرا به خاک بسپار و به هیچ کس خبر نده ! تو را به خدا میسپارم و به فرزندانم تا روز قیامت سلام می فرستم .


منبع : کتاب بصیرت فاطمی ( عباس حیدرزاده )



طبقه بندی: ام ابیها , فاطمه زهرا (س)، مناسبت ها،